خدا که مهربونه،پیش بابام میمونه

گریه نمی کنم من، که شاد نباشه دشمن

همینجا پیش من بود،نموند و رفت زود زود

اون بالا بالا ها رفت

بابات پیش خدا رفت

ماه سفید تنها،که هستی پشت ابر ها

نفره نشون کهکشون،چراغ سقف آسمون

به من بگو وفتی که نور پاشیدی،بابام رو تو ندیدی



نظرات شما عزیزان:

یه دوست
ساعت16:10---30 مهر 1392
سلام آقا مصطفی حالتون چطوره ؟ همیشه پر انرژی
می شه یه خواهش ازتون بکنم؟
بااجازه
لطفا دیگه هیچوقت هیچ جا راجبه خودتون اینجوری حرف نزنید ...کلماتی مثله زرزر کردن و اینا مناسبه شما نیست
البته به بزرگیتون ببخشید ما کوچیک ترازاین هستیم که این حرفارو به شما بگیم
واسه اومدن به وبلاگمم میله خودتونه هرجور راحتید اما مزاحم نیستیدو حضورتون باعثه خوشحالیه
راجبه شماره هم
من فکر می کنم این کاملا درسته که شما منظوره بدی ندارید ولی فکر نمی کنم منظوره خوبیم داشته باشه پس متاسفانه نمی تونم هیچوقت بهتون شماره بدم
و راجبه محله زندگی نخیر همشهری نیستیم من یه شهر دیگه زندگی می کنم
موفق و سربلند باشید آقا مصطفی
و خدافظ


نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:









برچسب ها : شهدا, اسمون, گریه,